مرتضى راوندى
106
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كارورزان صبورند كه در عين خونسردى آشفتهاند ، و تمدن لرزان دنيا ، بر پشتهاى خميدهء آنها سوار است . همهء اين گروهها در قلمرو اسلام ، به كوشش و كار بودند : مردان ، چهارپا ، اسب ، شتر ، بز ، فيل و سگ مىپروردند ؛ عسل زنبور و شير شتر و بز و گاو را آماده مىكردند ، و صدجور حبوبات و شيرينى و ميوه و جوزهاى مختلف و گل ، عمل مىآوردند مسلمانان در اثناى قرن يازدهم ميلادى ، نهال پرتقال و زراعت نيشكر و صنعت تصفيهء شكر را از هند گرفتند و در همهء نواحى شرق نزديك رواج دادند ، و صليبيان از آنها گرفته به ديار خويش بردند . در زمان خلفا ، دولت در كارهاى اقتصادى و ايجاد كانالها ، رسانيدن آب فرات به زمينهاى بين النهرين ، شركت مىكرد . همچنين خشك كردن باتلاقها و آباد كردن دهات و مزارع متروك مورد توجه بود . طلا و نقره و آهن و سرب و جيوه و انتيمون و گوگرد و پنبهء نسوز و مرمر و سنگهاى گرانقدر از دل زمين استخراج مىشد . غواصان از خليج فارس لؤلؤ بيرون مىآوردند . عربان نفت و قير را در بعضى مواد به كار مىبردند . ضمن اوراق مربوط به عهد هارون الرشيد ، ورقهاى بدست آمد كه قيمت نفت و نى براى سوزاندن پيكر جعفر برمكى در آن ثبت شده بود . صناعت مرحلهء كار دستى را مىگذرانيد ، و مردم در خانهها و دكانها ، به دستههاى منظم بدان اشتغال داشتند . در كشورهاى اسلامى كارخانه ، به معنى امروز ، بندرت يافت مىشد . دليلى براى پيشرفت فنون و صنايع بالاتر از مرحلهء كوششهاى عضلانى بدست نيست . البته بايد آسياهاى بادى را استثنا كنيم . مسعودى ، مورخ قرن دهم ميلادى ، در ايران و ديار شرق نزديك ، آسياى بادى ديده است ، در صورتىكه پيش از قرن دوازدهم ، در اروپا نشانى از آن نبود . شايد اين ، هديهء ديگرى است كه شرق اسلامى به دشمنان صليبى خود داده است . مسلمين از مهارت مكانيكى بهرهء كافى داشتند ؛ شاهد گفتار ، آنكه ساعت آبى هديهء هارون الرشيد به شارلمانى از پوست و برنج منقش ساخته شده بود . و وقت را بوسيلهء سواران فلزى نشان مىداد كه هر ساعت درى را مىگشودند و از آنجا تعداد معينى كره به طرفى مىافتاد ؛ آنگاه مىرفتند و در را مىبستند . توليد كالا بكندى انجام مىگرفت ولى صنعتگر مىتوانست مهارت خود را در ابزار و كالايى كه مىساختند جلوه دهد و صنعت را به مرحلهء هنر بالا ببرد . منسوجات ايرانى و شامى و مصرى به رونق و زيبايى ، كه مستلزم مهارت و صبر بافنده بود ، اشتهار داشت . پارچهء ظريف پنبهاى موصل ( موصلين ) و پارچهء كتانى دمشق ( دمسك ) و پارچهء پشمى عدن معروف بود . شمشير دمشقى كه از فولاد آبديده ساخته مىشد و آيينهء صيدا و صور كه به پاكى و ظرافت مانند نداشت ، و شيشه و سفال بغداد و سفال و سوزن و شانهء رى و روغن زيتون و صابون رقه و عطر و قالى ايران ، شهرت جهانگير داشت . بازرگانى و صنعت آسياى غربى ، در حكومت مسلمانان ، رونقى گرفته بود كه اروپاى غربى ، زودتر از قرن شانزدهم ، بدان دست نيافت . مهمترين وسايل حملونقل خشكى ، عبارت از پشت شتر و اسب و استر و انسان بود ، ولى اسب بطور كلى ، ارجمندتر از آن بود كه براى حمل بار به كار برود . يك بدوى دربارهء اسب مىگويد « نگو اسب من ، بگو پسر من كه از باد و چشم بهم زدن سريعتر مىدود . » شتر كشتى صحرا بود و بيشتر كالاهاى تجارتى عرب را حمل مىكرد و قافلههايى كه احيانا 4700 شتر داشت ، ديار اسلام را مىنورديدند . راههاى عمده ، از بغداد ، رى و نيشابور و مرو و بخارا و سمرقند تا